نویسنده : صالح دُروند - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
 

 

غزلسرا آزاد شد!

برای شروعی دوباره، غزلی:

 

می ایستاد رو به روی باد در اتاق

خم می شد و شیار می افتاد در اتاق

 

می رفت پیش پنجره و حجم می گرفت

اندامش از تمامی ابعاد در اتاق

 

من را به جایش آینه می کرد / مضطرب

وقتی که تن به آینه می داد / دراتاق

 

یک دفعه چرخ می زد و از بین دامنش

شب زوزه می کشید و می افتاد در اتاق

 

یک دفعه چرخ می زد و انگار از زمین

روییده باشد آن همه شمشاد در اتاق

 

با موی گیس... می زد و می کشت و می گرفت

حتا نبود سایه ای آزاد در اتاق

 

با موی گیس کرده ی بر شانه ریخته

می ایستاد پهلوی اجساد در اتاق

 

طعم لبش شبیه مربای خانگی ست

یعنی به قول تک تک افراد در اتاق

 

زن نیست! ظهر ناحیه ای آفتابی است

در روز بیست و چندُم مرداد در اتاق

 

تقویم هجری از نفس/ افتاد روی تخت

سال هزار و سیصد و هشتاد در اتاق

 

صالح دُروند


 
comment نظرات ()