نویسنده : صالح دُروند - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٢
 

دوستان سلام!

من الان تازه از مرودشت برگشتم و بايد بگم که جای همه ی شماهايی که اونجا نبودين خالی بود . خلاصه برای اينکه دهنتون حسابی آب بيافته بگم که جو شعر و غزل اونجا حسابی مساعد بود و بجز حضور شماها هيچ کمبودی نداشت.

در بين شاعرای خوب حاضر در برنامه چندين وبلاگ نويس هم بودن مثل ( استاد حسين بهراميان . ابراهيم اسماعيلی . امير مرزبان . فريده دهداران . محمدعلی پور شيخ علی . مجتبی صادقی . هاشم کرونی . کاوه بهبهانی ...) و بالاخره جمع غزل حسابی جمع بود.جای همتون خالی..

و اما دو غزل از حسين پارسا :

ل ل به لب نيامده ليلا هنوز هم

يکسر سکوت می وزد اينجا هنوز هم

نوحی دگر نيامده طوفان بياورد

ناشسته مانده صورت دنيا هنوز هم

من با توام تو با من و با هم غريبه ايم

دنيا نديده لنگه ی ما را هنوز هم

من بغض های خيس خودم را فروختم

تو نه نگاه خشک خو دت را هنوز هم...

از بوسه های شانه پرستم فراری اند

آن شانه های باب تماشا هنوز هم

من هر چه دار و هر چه ندارم برای تو

لب باز کن به من بگو آيا هنوز هم ...

حتی غزل گلوی خودش را دريده است

اما به لب نيامده ليلا هنوز هم


 
comment نظرات ()