سلام!

راستيتش اينه که روم نميشه به وبلاگ خيلی از شما عزيزان سر بزنم آخه غيبتای من اين روزا خيلی خيلی زياد شده و شما دوستان هم که آدم رو با لطفتون خجالت زده می کنيد. از شما چه پنهون که اين روزا عجيب گرفتارم،البته اين گرفتاری ارتباطی با پرشن بلاگ نداره چون همينطور که خودتون می دونين اينجا همچين هم شلوغ پلوغ نيست! به هرحال از لطف همه ی شما همراهان خوب سپاسگزارم.

و اما يک غزل قديمی تقديم به شما خوبان:

۱)

و از اينجا به بعد شد تقديم    به زن مو بلند مصنوعی

به زنی که فرشته - اما نه!    زن ابروکمند مصنوعی

...

نامه ات روی ميز افتاده    وسط شعرهای باطله ام

سطرهايی که باز پُر شده اند   از چرند و پرند مصنوعی:

(( من بی اندازه دوستت دارم،   عاشقم، می پرستمت، و، و...))

کلمات سفيد می ريزند    از لبت مثل قند مصنوعی

می نويسم((نرو!)) تو در پاسخ:  (( سرمُ بُردی اه ! بسه ، خُب خُب ))

می کشی بعد با تمام وجود    جيغ های بلند مصنوعی

من عقب می کشم از اين دعوا    تو مرا می کشی به سوی خودت

باز هم دست های نرو تو وُ    (( بغلم می کنند )) مصنوعی

( دست هايت دو تکه پارچه اند    که به اندام ماه چسبيده

دست هايی سفيد ، از جنس    پرنيان و پرند مصنوعی )

باز من گريه می کنم آرام    باز آرام می کنی من را

مطمئنآ ادامه خواهد داشت    تا ابد اين روند مصنوعی ...

 

 

 

 

/ 26 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیکو

سلام کارتان زيبا بود ممنون که به من سر زديد من به روز کردم

علی110

سلام جناب آقای دروند ! ارادت قربان ،حال حضرتعالی چطوره؟ *دعا گوی شما *خالقی*ياحق

قزوه

آبکی بود جانم.

سيامك

سلام دوست من ! ممنون از مهربانی ات ... غزل خوبی ست . هرچند به نظر من کمی مصنوعی !! ... در مورد اينکه آبکی ست بنده کاملا مخالفم . لحظات درخشانی در ابيات مختلف می توان سراغ کرد که تکنيک و توان تصوير سازی شاعر را به رخ می کشند ...اما برای عالی بودن شعر چيزهايی کم دارد چيزهايی غالبا ناگفتنی ! ...شايد مهمترينش حس کار باشد که گهگاه در جهت حفظ رديف بسيار دشوار و قافيه نه چندان آسانش کمی تقليل يافته است ...يا مثلا حشوهای گاه گاهی مثل (پرنيان و پرند ) و نظلير آن که اگر بنا به حفظ وزن و قافيه نبود وجود و عدمشان لااقل يکسان بود ...اما چنانکه گفتم کار کار قابل تامل و دلنشينی هست .... شاد باشی و برقرار

reza dehghani

سلام دوست عزیز، من هم شعرهاتون و خوندم و هم کامنت ها رو و دیدم که همه با من موافقن که شما شعرهاتون خیلی زیباست ولی یه پیغام مخالف بود که به نظر من مخالفت شخصی مثل حضرت آقای قزوه عین موفقیت، آخه اظهار نظر یه آدم غزل فروش چه اهمیتی میتونه داشته باشه؟؟به نظر من که عالی بود

سامان

آقا خیلی خووووووووووووووووووووب بود