بعضی وقت ها نمیتونم به ضرورت بعضی از چیزها پی ببرم ! البته این رو هم باید بگم که من اصلآ در هیچ موردی به ضرورت های وجود توجه نمی کنم اما این مسئله همیشه برام جالب بوده که آیا اگر این طور نبود چه اتفاقی ممکن بود بیافته همونطور که الان که هست ...

راستی یه مطلب نه زیاد بی ربط یادم اومد . به تازگی یه آدم نسبتآ محترم تو دنیا پیدا کردن که نمیدونم به چه دلیل دوست داره فاطمه حق وردیان باشه . شاید این رو شما هم شنیده باشین که کسی بجای ایشون برای وبلاگ نویسها کامنت میذاره . از همینجا میخواستم  از طرف خانم حق وردیان  به این دوست عزیز خسته نباشید عرض کنم که حداقل تونسته با این کار احتمالآ بیهوده زحمت کامنت گذاری رو از سرشون وا کنه و اما از طرف خودم هم یه کم متآسفم . کاش یه کم از وقت این دوست ناشناس رو من داشتم و میتونستم به دوستان بیشتری و بیشتر به دوستانم سر بزنم . به هر حال امیدوارم این مشکل بزودی حل بشه و نیروانا هم از سکوت در بیاد .

و اما یک غزل از حسین حسینی :

 در آفرینش من علتی ندید خدا

مرا نخواست کسی و نیافرید خدا

به بازخوانی خط های صورتم پرداخت

مرا قدم به قدم در خودش کشید خدا

دمید در روحم با نفوس عشق دمید

سپس رها کرد و رنج داد و دید خدا

مرا به دست گلی داد و باد پرپر کرد

گل مرا و مرا باز هم کشید خدا

بنفشه ، سوسن ، شب بو ، اقاقیا ، مریم

مرا چه دسته گل اینگونه آفرید خدا

که آسمان تو تُف می کند مرا در گل

و گل به تیغ مرا می کند شهید خدا

مقدرند عذاب من و قوافی کم

برای دفعه ی چندم مرا کشید خدا

مرا شبیه خودش کرد ؛ تا ابد تنها

و دور پیله ی من قرن ها تنید خدا

که باد هم نرساند به کلبه ی پدرم

شمیم پیرهنی را که بر درید خدا

تو کیستی که بدانی گذشته ها چه بدند

و من چه می کشم از ماضی بعید خدا

گناه تیرگی انتهای فنجان است

شما اگرنه که پاک و منزهید خدا

/ 24 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohsen

سلام از وبلاگتون خيلی خوشم اومد مطالب و شعرای جالبی رو انتخاب می کنيد پاينده باشيد به سراغ ما هم بياين يا هو

majid

سلام....هنوز به روز نکردی صالح جان؟؟ آقا ما جسارت کرديم يه غزلک زديم تو بلاگمون ائن هم از نوع کهن...منتظر قدم رنجه و نقدهای سازنده هميشگيت ميمونم..يا علی

naghmeh

سلام احوال شما؟ عالی بود انتخابتون/پاينده باشيد

حسين حسيني

صالح جان اين جه كاريه؟ از تو و همه ى دوستان صمىمانه تشكر. به اىميلت حتمان سر بزن. يا علي

امير مرزبان

سلام استاد. منم خوبم! دست بوس شما و ...! ميگم يه کم آدم بشو! یه تيليف کن کارت دارم البت امروز نه!سه شنبه صب! يه برنامه ای برات دارم!!!!!!! بعذشم به محسن سلام برسون!

محسن

صالح جان سلام .اول که باید بگم غزل اقای حسینی خیلی خوب بود.درست مثل خودش و خودت.دوم هم سلام دارم خدمت آقا امیر.آقای اسماعیلی ودوستان بزرگ دیگم که به این صفحه سر میزنند

hossein

سلام بر شما زيبا بود دست آقای حسينی درست*قربانت

مهدي

سلام صالح جان چطوری ؟ اقا نمی خوای به روز کنی ؟ ما منتظريم ها .......