غریب واقعه­ای درگرفته ...

 

نشتسته‌ام وسط دشت تا کمر در خاک

شب است، خون تو از نیزه می‌چکد بر خاک

دلم کشیده که هفتاد و چند پروانه

دوباره پرکشد روی چند لشکر خاک

 

نوشته‌ام غزلی را به جوهرِ خونم

نگاه کن! قلمم نیزه است، دفتر خاک

به درد و غربتِ آن لحظه‌ای می‌اندیشم

که ایستاده‌ای و دُور و بر سراسر خاک

چگونه دست نگهداشت تا شهید شدی،

زمینِ منفعلِ تا همیشه بر سر خاک!؟

زمین بلند نشد تا تو را به دست آورد

کشید جسمِ تو را تا همیشه‌ها در خاک

غریب واقعه‌‌ای درگرفته در عالم

که ماه هم امشب سجده می‌کند بر خاک

/ 68 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميرا پيرزاده

بهارآماده ي شكفتن است ياريش كن ______ سلام! خيلي ازتون دلگيرم مياييد و بدون نقد شعرهايم وبلاگم را ترك مي كنيد پس اگر نقد خواهيد كرد تشريف بياوريد درانتظار قدمهايت هستم ______ در پناه خدا عاشق بهارباشيد و شاعر_______

محمد رضا كاظمي

دیگر از تکرار افتادن به چشم نگاهم را نمی دزدم شعرم را نمی ریزم ...... احتراما از شما دعوت می کنم تا شعر جدیدم را بخوانید منتظر نظر شما

حاجی حسينی

سلام اقای دروند لذت بردم از کارای زيباتون .غزل ؛شيرينی نگاه تودر حد قند نيست؛ و؛بازی تمام باختم اين هفت دست را؛قبلا از يه سايتی گرفتم واسه بچه های زابل هم چند بار خوندم واقعا به دل همه نشست .ممنون ميشم اگه به ماهم سر بزنيد ومارو راهنمايی کنيد .ما تازه شروع کرديم .منتظر حضور گرمتون ميمونم . سبز باشيد وپايدار خدانگهدار

ميرزايی

سلام و ... گفتی اما که چیز خوبی نیست جنگ این تنور خود سوزی این که تو در ردیف پیراهن دکمه های گلوله می دوزی این که تو - این چهار شانه ی یل – بروی و "پلاک" برگردی توی تابوت ،" استخوان و خاک " سمت این آب و خاک برگردی... بروزم و منتطر...یاعلی *** : (ستوان یکم شهرام میرزایی

دکتر داود بيات

با سلام با یک مثنوی غزل به روزم و منتظر نقد ونظر ارزشمندتان

بلم

بلم برترين نشريه‌ي ادبي‌ در جشن‌واره‌ي نشريات دانش‌جويي. خبر كامل را در وب‌سايت بلم بخوانيد... شماره‌ي جديد بلم به سردبيري‌ي داوود ملك‌زاده به زودي منتشر مي‌شود....

لی لی

عشق چشمان به در دوخته ای می خواهد همچنین یوسف نفروخته ای می خواهد چاره ای نیست اگر بد قلق افتاد رفیق عشق معشوق پدر سوخته ای می خواهد عالی بود