سلام!

... و یک غزل از سروده های امسالم:

 

این روسری آشفته­ی یک موی بلند است

آشفتگی موی تو دیوانه کننده­ست

 

بالقوّه سپید است زن اما زن این شعر

موزون و مخیّل شده و قافیه­مند است

 

در فوج مدل­های مدرنیته هنوز او

ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است

 

پرواز تماشایی موهای رهایش

تصویرِ رهاکردن یک دسته پرنده­ست

 

دل غرق نگاهی­ست که مابینِ دو پلکش

یک قهوه­ای سوخته­ی خیره­کننده­ست

 

با اخم به تشخیصِ پزشکان سرطان­زاست

خندیدن او عامل بیماری قند است

 

تصویر دلش با کمک چشمِ مسلّح

انگار که سنگی تهِ شیئی شکننده­ست

 

شاید به صنوبر نرسد قامتش امّا

نسبت به میانگین همین دوره بلند است

 

ماه است و بعید است که خورشید نداند

میزان حضور و حذرش چند به چند است

 

 

 

/ 63 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایدا محروقی

سلام آقای دوروند عزیز شعر خیلی قشنگی بود اما از اون قشنگ تر انتظارما برای خوندن شعر های بعد ی از شماست . به تمام دوستان قدیمی و بوشهری سلام برسونید.

الهام

سلام آقای غزل سرا.زیباست.خیلی زیباست.محشره.تا حالا هزار مرتبه خوندمش سیر نشدم مخصوصا این بیت:بالقوه سپید است زن اما زن این شعر موزون و مخیل شده وقافیه منداست. [دست] واین که شاهکاره:دل غرق نگاهیست که مابین دوپلکش یک قهوه ای سوخته ی خیره کننده ست.خسته نباشد.منتظر غزل جدید.

رنگین کمان فصل سرد

باید زنده بمانم اگرچه باردیگربمیرم

رنگین کمان فصل سرد

دیشب خواب دیدم مرا شیبه غزل سروده ای دریا ارام بود و نیامدی

میثم نورمحمدی

میدونی که یک شاعر وقتی باچیزی حال کنه براش شعر میگه ودلیل دیگری هم داشتم که آمده بودی و در وبلاگم کمی افه گذاشته بودی که خوب است یعنی که ای . . . خواستم شانه به شانه ات بزنم. امشب شعرت را تضمین کردم حالا باهاش میتونی از بانک مرکزی وام هم بگیری.[چشمک] هرچند که شعر تو مث کله ی قند است تضمین غزلهای تو در عهده ی بنده ست گفتی که ز زلفش شدی آشفته و شیدا این سوژه قدیمی ولی معشوقه پسند است بالقوه سپید نیست که بالفعل سیاه است این شی که نام دگرش کفر خزنده ست گیسوش مهم نیست سواریش چه باشد؟ بنز است؟ پرادوست؟ پراید یا که سمند است؟ "پرواز تماشایی موهای رهایش " صد بار چرند است و چرند است و چرند است و چرند است و چرند است و... آن قهوه ای سوخته ی خیره کننده تریاک پدر سوخته ی نشئه کننده ست با خنده و با اخم تفاوت چه کند او؟ کنه اش چو ببینی همه دژخیم و نژند است زنهار که با جمله زکاوت نگرفتی!!؟ قدش همه بهر اثر پاشنه بلنداست ز ایجاب قوافی ز تو "در" را بربودست میثم که ضمان غزل صالح وند است.

...افراسن

سلام اقای دروند اشعارتون خیلی خیلی زیباست من تقریبا نیمی از اشعارتون رو از برم به این احساس لطیفتون تبریک میگم امید دارم همیشه موفق باشید...

الف.سعدی

سلام شاعر خوشحالم که وبلاگ شما رو دیدم.از غزلهات لذت بردم همیشه شاعر بمانید یاحق

تقصیر تان نبود؟!، چه اسکل شدی عزیز در شهرداری از غم دل شُل شدی عزیز آن دلبری که شعر تو را هیچ هیچ دید چون جایزه نداده به تو خل شدی عزیز؟!