تمام زندگی اش را گذاشت در چمدان
غزل مردف شد با گذاشت در چمدان
و بیت دوم را هم درست یادم نیست
سرود در ذهنش یا گذاشت در چمدان
دو بیت ییش تر از این صدای دف آمد
صدای دف را حتی گذاشت در چمدان
تمام متن به سمت غزل به راه افتاد
نگاه دختر را تا گذاشت در چمدان
نگاه دختر را تا گذاشت در چمدان
تمام متنش را جا گذاشت در چمدان
دوباره قاب یر از چشمهای دختر را
نگاه کرد و همانجا گذاشت در چمدان
تمام زندگی اش را ، تمام متنش را
مچاله کرد و یکجا گذاشت در چمدان
و یای قاب خودش را به متن باز نکرد
و دخترک را تنها گذاشت در چمدان
و باز یرسید از خود که قاب تنها را
برای قافیه آیا گذاشت در چمدان؟
کسی چه می داند، شاید او یس از ده بیت
فقط به حکم دلش یا گذاشت در چمدان

ابراهیم اسماعیلی

/ 2 نظر / 29 بازدید
مستشار نظامي

سلام/ شعرهاي زيبايي انتخاب كرده ايد/و اين غزل هم مثل ديگر كارهاي آقاي اسماعيلي زيبا بود و تكنيكي

ali

اسماعيلي عزيز ! سربلند باشي . قربانت علي محمد مسيحا