اول سلام !

دوم دو غزل از خودم :

۱)

به :

من ، تو ، زمین لرزه ، خدا ، آقای مهندس ناظر و بقیه ی دست اندر کاران

نه اینکه من فقط از غم تنم نلرزیده

که پشت هیچکس از درد و غم نلرزیده

هزار و سیصد و هشتاد و تُف بر این اعداد

که در مسیر زمان یک قدم نلرزیده

چطور من مثلآ شاعرم ! پُر از دردم !!

که توی دستم حتی قلم نلرزیده ؟

زنی که خاطره اش را به خاک می سپُرَد

در این اواسطِ دیماه ، کم نلرزیده

زمانه زیرِ ِ سر ِ بی گناه می لرزد

پُر از گناهم و دور و بَرَم نلرزیده !!

ببین چقدر خدا از خدایی اش پَرت است

که در نگاهش یک ابر هم نلرزیده

چه می شود که خدا خواب باشد و وقتی ـ

که چشم باز کند ؛ شهر بم نلرزیده ؟!

۲)

از روزهای رفته ، تو ماندی و یک غروب

یک صفحه ی کلید !

و یک جفت دستِ خوب

یک جفت دستِ خوب که کوبیده اند بر ـ

کیبوردِ بی قرارِ تو مثل دو دارکوب

اما تو دارکوب ؟

نه !

هرچند قلبِ من ـ

می مُرد زیر ِ ضربه ی تو ، مثل ِ کرم ِ چوب !

می مُردم از درختِ تو پرتاب می شدم

نوک می زدی و در بدنِ خسته ام رسوب ...

تو ؛ قویِ سرشناس ترین نقطه ی شمال

من ؛ برکه ی غریب ترین نقطه ی جنوب

οο

این روزها به رابطه مان فکر می کنم ؛

این که اگر خراب شود ، می شود خروب !

می دانم این طریقه ی عُرفِ مُمال نیست

اما تو نیستی و جهان ریخته به هم

اما تو رفته ای و غزل های من مرا ـ

در دادگاه قافیه کردند متهم ...

οο

با استخاره های تو یک جفت پُتک بود :

« با گریه سر کنم! نکنم! » یا « برم؟ نرم؟ »

این طرزِ استفاده به من لطمه می زند

هر لحظه از حضورِ خودم می خورم قلم

اما تو هرچه را که بگویی :

« شوی ؟ »

شود !

می خواهی اصلآ این غزلم مثنوی شود ؟!

این شعرهای سَرزده از من که نیستند

در این دهان خسته صدایی نمانده است

در این دهان خسته زبانی ست خسته تر

هر واژه ای که داشته از خود تکانده است

حالا فقط تو مانده ای و ، مثل خون تو را

در چارراهِ سبز ترین رگ دوانده است

تا در تمام ِ زندگی اش زندگی ... تو را ـ

مثل ِ فرشته رویِ دو کتفش نشانده است

 

حالا تویی و صفحه کلید و دو دستِ گنگ

و غیر از این برای تو چیزی نمانده است ...

/ 79 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يكتا

سلام..غيبت عظما داشتی ها..نگو نه!..تا بعد

taherinia

سلام. ما نيز در وبلاگ خيابان ارديبهشت با آثاری از شاعران جنوب منتظر شما هستيم. متشکرم.

mohsen

شازده...جونمونو به لبمون آوردين...به روز بفرمايين لطفا!!!سلام!

نيروانا

شما قرار نيست آپديت بشين؟(منظورم وبلاگتونه ها! يه وقت جسارت نشه! با خودتون نبودم!!)

نيروانا

اينم هفتادو سوميش.قرارتون صد تاست؟ميخواين صد تاش کنيم؟؟

maryam

سلام خيلی وقته شما رو لينکيدم

اميد

دروند بی دروند سری هم به ما بزن غزلاتو قوی کن نيشت هم ببند سری به ما بزن شعر داريما

جلال کردرستمی

درون کوچه ها کسی قدم قدم تلو تلو/یه دست گوشی و الو الو الو الو الو قدم قدم تلو تلو سرم به تیر میخورد/تو شک نکن دهان من دوباره سیر میخورد/همین دو روز پیش که تورت نگاه کردمو/تو گفته ای هزار بار که اشتباه کردمو/جدا جدا نوشته ای جلال لال-لالشو/تورا بجان مادرت بیاو بیخیال شو.