سلام !

قبل از هر چیز باید از همه ی شماها که اومدید اینجا و کسی نبود معذرت بخوام ، و بعدش این که امروز میخوام سه تا دوست خوب رو به همه ی کسایی که نمیشناسنشون و یا میشناسن و نمیدونن کجا میشه پیداشون کرد معرفی کنم ؛

علی اصغر علیزاده ، منصوره حکمت شعار ، علیرضا بدیع

هر سه ی این عزیزان از دوستای خوب من هستن که همیشه از غزل هاشون لذت برده و میبرم ، من که پیشنهاد می کنم عزیزانی که خصوصآ به این قالب شعری دلبستگی دارن به هر سه ی این وبلاگ ها سری بزنن .

و اما برای معرفی بیشتر ، سه غزل از این سه غزلسرای خوب :

۱) علی اصغر علیزاده :

برای عاشقانه ای تازه

که گوشه لبتان خال نقطه آخر خط
و می نویسمت اسمی برای زیور خط
وبعد زمزمه ی عاشقانه ای با تو
شنیده می شود از کلمه های دیگر خط
و سبز می شوی این بیت را اگر باران
ببارد ابر مرا کلمه کلمه از سر خط
خطی به سرمه که از چشمهای میشی تو
بتابد آبی روزی مدام آخر خط

تو غنچه می کنی از کلمه های تازه انار
که سرخ تر بنویسم لب تو را سر خط
ومن دهان تو را می نویسم عطری خوش
و می پراکنم این عطر را سراسر خط
که زخمهای مرا خون نریزد از کلمات
لبی که سرخ روان باشد از برابر خط

و شکل شعر مرا باد میوزد تا من
تو را به آخر خط برده باشم اما من
سکوت می کنم از سطر بعد شعرم را
……………………………………………………

۲ ) منصوره حکمت شعار :

 

دیر آمدی همین دو سه ساعت پیش بر من نهاده اند لحد ها را

گل ریختند و یکسره پوشاندند هی تند تند رد لگد ها را

هول و ولای عشق تو صادر کرد حکم قصاص قلب مرا اینبار

خیلی عجیب نیست نمی فهمی حس ملول حبس ابد ها را

دختر عمویت آمده بود او هم یک دستمال روی دماغش داشت

پشت حریر مشکی گلدارش نفرین نمد یک یک جد ها را

 طبق قرار فاتحه که خواندند هر کس کشید آه خودش را رفت

سیصد نود هزارو نبودی تو گم کرده ام ردیف عددها را

نه نه بیا جلو بنشین اینا قطعا ریستن همه گانی نیست

مثل همیشه باش نمی خواهم در آوری ادای بلد ها را

من مرده ام و گریه ندارد که ...این هم سفید تازه عروسان است

مشکی به پوست تو نمی آید بکذار عادت بد بدها را

 

۳) علیرضا بدیع :

" این پیراهن بی سر و پا "

 

و من به هییت پیراهنی به یک بدنم

و سال هاست که در حال پیرترشدنم

 

تمام البسه ی پشت شیشه معتقدند

که : بس که بی سر و پایم شبیه پیرهنم

 

مرا تو را به خدا یک نفر پسند کند

مرا که هدیه ی ناقابلی برای زنم !!!

* * *

شبی تو می رسی از پشت پنج شنبه ی پیر

نگاه می کنی از پشت ویترین به تنم

 

-      سلام ! قیمت این چارخانه ها چند است ؟

-       علیک ! چاره ی آن چار بوسه از دهنم  !

 

قبول می کنی و می روی اتاق  پرو

و توی آینه تنها : تو من تو من تو منم

 

میان پیکر ما هفت دگمه فاصله است

و هفت ثانیه ی بعد با تو می بدنم

 

شبی تو می روی از ذهن جمعه ها آنگاه

چگونه خانم شلوار از تو دل بکنم ؟

* * *

تو رفت ! نوبت این جالباسی پیر است

چقدر بی سر و پایم !  قدر مثل منم !

 

 

و اما این دفعه قول میدم که زود زودتر بروز کنم و با چند غزل از خودم ، پس فعلآ تا بعد ...

                                       

/ 64 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammad ali

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!!چطوری نفله؟؟؟ دلم برات يه ذره شده.چند روز پيش با بچه های انجمن تصميم گرفتيم بريم گناوه،از اون طرف هم يه سر بيايم بوشهر.متاسفانه برنامه هامون به هم ريخت.لابد می خوای بگی مگه شما هم بلدين چه جوری برنامه می ريزن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره داداش.كجاش رو ديدي؟!راستي براي عيد حتمن بيا مرودشت.اگه بتوني از چهارم به بعد بياي حسابي بهت خوش مي گذره. البته يادت نره كه/از پذيرفتن همراه جدامعذوريم/حتمن باهات تماس مي گيرم.يه كامنت برام بذار!البته قول نمي دم كه بهروز كرده باشم.چندتا كار جديد دارم.گذاشتم يه چند روز ديگه به بچه ها عيدي بدم. آي لا لا لا لا و يو.باي

farhang

سلام. ببخشيد چون از اول نگفته بودی چراغ يادم رفت. فعلا يک شمع روشن می کنم تا دفعه بعد. شعرهای اين دوستان هم بدک نبود برويم ببينمی تو سايت خودشون چی دارن.

لیلا

همه شعرها فوق العاده بودند اما من واقعا شيفته آخری شدم ...

taherinia

سلام. زيبا بود. قرار شد به خیابان اردیبهشت هم تشرف بیاورید، پس چی شد؟موفق باشيد.

داوود ملک زاده

سلام. بسيار حرکت جالب و البته بلندطبعانه‌ای‌ست که شما در وبلاگ‌تان به معرفی دیگران‌ می پردازيد. اجرکم عندالله!

AMIR

SALAM VAGHEAN KE WEBLOGE KHOOBI DARIN MIDOONAM MOMKENE TAZE CARA RO BE HESAB NAIARIN YA VAGHT NADASHTE BASHIN... VALI AGE YE SAR BE SHER HAYE MAN TOO WEBLOGAM BEZANIN KOLBE MOHAGHARE MARO NOORANI CARDIN AGE KHOOB BOOD BEHEM LINK BEDIN TA DAR KENARE SHOMA BASHAM MAMNOON DAR ZEMN MAZERAT AZ IN KE FARSY NANEVESHTAM MOKHLES

جلیل صفربیگی

سلام!مثل اینکه قول دادی به روز کنی و با دو غزل از خودت پس چی شد؟! هنوز منتظریم! یا حق!