امروز روز چندم دی ماه است...

دی ماه شاید دلگیری اش از زمستانی باشد که با گلوله های سفید و سردهای شیشه ای اش از آسمان می افتد و زمین را تنگ در آغوش می کشد.

دلگیرم.. دلتنگم...

 

غزلی از روزهایی که دوستش می داشتم:

مواد لازم: کاغذ، قلم، و شاخه نبات

 

تمام پُست ­مُدرنانِ محترم صلوات

 

 

 

قلم به کاغذ لغزیده شد، کمی لیقه

 

مچاله کرد، مرکّب رسیده شد به دوات

 

 

 

نمی توانم وصفت کنم زنی را که-

 

به جای «شِکّر» می­ریزد از لبت شکلات!

 

 

 

زنی که در مانده در برابرت وزنِ

 

مَفاعلُن فعلاتُن مفاعلن فعلات!

 

 

 

زنِ گریخته از سوره سوره­ی انجیل!

 

زنِ رها شده در آیه آیه­ی تورات!

 

 

 

زنی که مضمونِ تازه­ی غزل­هایم-

 

هر آنچه می­کنم از خنده‌هات استنباط!

 

 

 

«زنِ درست نمی­دانمت!» نمی­دانم-
تنت مفرّحِ ذات است یا مُمدّ حیات

 

¨  

 

تو نیستی که پر از واژه می‌شود تلفن

 

و واژه واژه مرا حلقه می­زنند صدات

 

 

 

کنار لمسِ تو من نیستم، نمی­دانم

 

که دست­هات؛ که انگشت­هات؛ ناخن­هات...

 

 

 

 

/ 94 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدیقه حسینی

سلام/خداحافظ عشق بی عاشق من..... * * حالا دیگر مطمئنم این وبلاگ تا تابستان به روز نخواهد شد پس: خداحافظ ای همه ی شب هایی که با هم گریه کردیم.... به روزم و منتظر کلیکت هستم....

فیروزه سودایی

کامنتتان مرا یاد یک داستان علمی تخیلی انداخت که می گفت فردی با ماشین زمان شکسژیر را به قرن حاضر اورد.شکسپیر از این که آثارش در دانشگاهها تدریس می شد بسیار خوشحال شد و حتی فعالانه در یکی از این کلاس ها حضور پیدا کرد(بدون این که استاد به ماهیتش پی ببرد )اما در نهایت بسیار سر خورده شد چون در امتحان پایان ترم نمره ی شکسپیر شناسیش تک شد واز این درس رد گردید! ممنون از حضورتون

سوفی

سلام چرا به روز نمیشی؟به منم سری بزن

مقداد

مواد لازم: کاغذ، قلم، و شاخه نبات تمام پُست ­مُدرنانِ محترم صلوات اشعار زيبايي داريد احسنت لذت بردم............

کارون

خیلی عاطفی احساسی ودلنشین....اما باتمام این محاسن شعر از عنصر کامل کننده وهستی بخشنده ی اندیشه خالیست....پس شعرتون اززوال ناگزیر خواهدبود....در کل مرسی .

میرزایی

سلام با " پشه های گرفته ماهیچه" بروزم و منتظرتان : به خود هیچ می رسم از خود به خداوند اُمی از نیچه به خلا ء ، به سر و صدای سکوت پشه های گرفته ماهیچه نادعلی

الهام

میدانی کاش تمام وجودم آلزایمر میگرفت[سوال]

مهناز

از زیبا خیلی فراتر بود آقای دروند.خیلی لذت میبرم از خوندن شعراتون.واقعا مرسی.اجازه هست از شعراتون تو وبلاگم استفاده کنم؟؟؟؟با ذکر نامتون