سلام دوستان !
من قراره فردا به یه مسافرت چند روزه ی اصطلاحآ ادبی برم و امیدوارم که بتونم توی این سفر دوستان شاعر جدیدی پیدا کنم و البته شعرهای خوبی رو بشنوم که از این آخری کاملآ مطمئنم چون همیشه همینطور بوده . آدم هرجا که پا میذاره شعرهایی رو میشنوه که تنها میشه اعتراف کرد زیباست در صورتیکه اسم شاعرش رو هم تابحال نشنیده . به هر حال امیدوارم که اینبار هم همینطور باشه.

و اما امروز دعوتتون میکنم به خوندن دو شعر از محمد کاظم حسینی :

۱)

این بادها که کوچه ی ما را قدم زدند
حال تمام پنجره ها را به هم زدند
با حرف تازیانه و با چوب سادگی
من را چه بی ادب و تو را محترم زدند
آنها که وعده ی گُل و لبخند داده اند
جز سنگها بگو چه گلی بر سرم زدند
خود را نسلشان به شب و زاغ می رسد
مانند تهمتی به حریم حرم زدند
سهم من از زمین چقدر سرد بوده است
من را همیشه در شب و باران رقم زدند
برفی نگاه پنجره را روبروم بست
هر چه بهار بود بنامم قلم زدند
آه ای پرنده های مهاجر سفر کنید
من مانده ام که مُهر مرا متهم زدند

۲)

وقتی که ابری است هوای پرنده ها
دنیا چه کوچک است برای پرنده ها
حالا سکوت کن که صدایی است بس بزرگ
شلیک می شود به صدای پرنده ها
در شهرهای ما که قناری خریدنی است
دیگر چه کم شده است بهای پرنده ها
جز سنگ یا فشنگ چرا هیچ کس دگر
پاسخ نمی دهد به چرای پرنده ها
وا کرده ایم پنجره را رو به آسمان
جت ها نشسته اند به جای پرنده ها
نقش طناب ها که بروی گلوی ماست
پیچیده اند حال به پای پرنده ها
جرم شماست عشق ـ جنون ـ سهمتان قفس ـ
پرواز کم نبود خطای پرنده ها
دی بود و می نشست فقط برف روی برف
دیگر اثر نداشت دعای پرنده ها
پرواز کن برو ـ برو ابریست آسمان
اینجا نه جای توست نه جای پرنده ها

/ 22 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلیل

سلام صالح جان! سفر خوش! غزل اول زيباست ولی دومی....! پاينده باشی!

نيروانا

سلام..بله حق با شماست..با عجله تایپ کردم حالا که دوباره ديدم چيزی جا مونده بود...ممنون از لطفت .در ضمن غزل تازه لطفن!!!

مژگان بانو

سلام شاعر! مثل هميشه انتخابهايتان زيبا بود. اميدوارم سفر هم به خیر و سلامت بگذرد.

Farideh

سلام. ۱. مسافرت خوش بگذره. ۲. انتخابها خوب بودن اما از انتخابهای قبليتون بيشتر خوشم مياد. ۳. به جون خودم به روز کردم اين پرشن بلاگ حالمو گرفت. ۴. از خودتون کاری نزنين ها!! ۵. همين ديگه!

Farideh

مگه هميشه شما بايد دو تا دوتا کامنت بذارين؟! خب ما هم دل داريم...

ایمان مستشارنظامی

سلام عالی بود استفاده بردیم

mohammad ali pursheikh ali

سلام !رسيدن بخير!از تهرون چه خبر؟ [البته اگه تهرون رفته بودي]راجع به اون قضيه روی من حساب کن.حتمن بايد وضعيت وبلاگ نويس ها از اين روند بی سر و ته تغيير کنه.توی پرشين بلاگ همه اتفاقی می افته به غير از ادبيات.حالا هم برای اينکه از يه روند بی سر و ته بی نسيب نمونده باشی، با اجازه: خواستی بچين،نخواستی نچين!!!!!!!!!!