نیامده­ام که بمانم

 

 

رفتنی­ست رفتن، که آمدنی داشته باشد از پی.

 

نیامده­ام که بمانم،

 

آمده­ام که رفته باشم روزی...

 

 

 

غزلی از گذشته­ها:

 

 

 

شک می­کنم به حافظ و تعبیرِ فال هم

 

وقتی که روی و موی و لب و خطّ و خال هم ...

 

 

 

هرگز به گردِ داشتنِ تو نمی­­رسم ـ

 

با در نظر گرفتنِ چندین محال هم

 

 

 

حسِ غریبِ از تو پریدن بده مرا

 

من را؛ پرنده­­ای که بدونِ تو بال هم ...

 

 

 

شب­­های حافظیّه بدونِ تو خلوت است

 

از آن زمان اگرچه گذشته دو سال هم

 

 

 

بر صندلیِّ پشت به پشتِ درختِ کاج ـ

 

پهلویِ من نیامده­­ای در خیال هم

 

 

 

این بیت­­ها تو را به بیابان کشانده­اند

 

ترسیده­­ایّ و زوزه­­ی گرگ و شغال هم

 

 

 

باران که از عناصرِ شب­­های شعرم است...

 

حالا تویی که کاپشن و چتر و شال هم

 

 

 

کم­­کم دلم به حالِ تو می­سوزد و تو را

 

تا حول و حوشِ جاده­ی تهران - شمال هم...

 

 

 

با جلوه­های دور و برم می­سرایمت

 

از کوه و شمعدانی و ماهِ هلال هم

 

 

 

چون حور می­نویسمت و در ادامه­­اش

 

اندامِ بی­بدیل و بدونِ مثال هم...

 

 

 

یعنی نشسته­ایّ و لباسِ تو آبی است

 

آن قدر آبی است که رودِ زلال هم...

 

 

 

تو مینیاتوری که شبیهِ تو نیستی

 

در باغ­هایِ روی ظروفِ سفال هم

 

 

 

لب­­های سرخ مثلِ انارِ تو یادم است

 

آن چشم­­های مشکی مثلِ ذغال هم

 

 

 

هرگز ندیده­­ام که کسی بازگو کند

 

حتا کمی از آن­ همه حُسن و جمال هم

 

 

 

در وصف ناتوان شده حافظ ـ که گفته ­اند

 

در شاعری رسیده به اوجِ کمال ـ هم

 

¨  

 

از چهره­­ی عبوسِ تو معلوم می­شود

 

دیگر برای شعر شدن حسّ و حال هم...

 

 

 

شیراز بی حضورِ تو شادم نمی­کند

 

شادی که هیچ؛ در دلِ تنگم ملال هم...

 

 

 

دور از تو، سیل می­ برد این شهر را، خدا ـ

 

آن ­را اگرچه حفظ کند از زوال هم

 

 

 

یک لحظه خاطرات رهایم نمی­­کنند

 

دُورِ سرم علامتِ گنگِ سوال هم...

 

 

 

ساعت دهِ شب است، ولی تو نیامدی

 

مثلِ همیشه تازه­ترین احتمال هم...

 

/ 29 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آل مجتبی

سلام ؛ با شرح و توضيح 2 غزل از حافظ به روزيم ؛ ما را منتظر نگذاريد ؛ حتمن سر بزنيد مانا و شاد باشيد

sina

سلام دليل عشق حقيقي ست عشق هاي مجاز وبلاگ سينا علي محمدي راه اندازي شد www.parehkhat.blogfa.com

ميخوش

سلام گاهی ... سپيدی های متن نا نوشته های خوانايی هستند گرچه هر کس را يارای خواندن نيست چشم بصيرتتان را تبريک می گويم و آرزوی عظمی دوباره در سرودن برايتان و شعر شعر شعر

سيامک برازجانی

دکتر داوود هرمیداس باوند :چرخشهاي جهانی در برابر ايران موقتی است

ليلا اكرمي

سلام. مرسی بابت لطفتون و مرسی تر که کامل خوندين . شعر شما رو هم خوندم . با وجود اين رديف نه چندان راحت و با وجود تعداد زياد بيت ها کار خوبی بود . لذت بردم موفق باشين ...

آغو ( آقا)

درود بر شما ؛ با یک سپید و یک غزل به روزم سر بزنید ممنون ، نظر بدید بیشتر ؛ مانا باشید و پیروز

آغو ( آقا)

درود بر شما ؛ با یک سپید و یک غزل به روزم سر بزنید ممنون ، نظر بدید بیشتر ؛ مانا باشید و پیروز

علی رضا نوری

بگیر سراغ مرا از کافه های قبل از انقلاب بگیر از خیابان بو علی از بیمارستان سینا که روانی شده است به پرستار گفتم : به جای این حرف ها بگذار رگ خوابت را بگیرم با سلام سنگ های جهنم به روز شد

کيميا

سلام آقای دروند من زيرايی هستم يادتون مونده؟ نمی دونستم وبلاگ دارين ولی چه خوب که الان می دونم.........

فریده دهداران

سلام. ممنون از آمدنتان و از نظرتان. راستش به نظر من این غزل خیلی ضعیف است، خیلی ضعیف. اما در پست های قبلی از "از پشتِ شیشه رویِ تنم دست میکشید" بسیار لذت بردم. و "نشسته‌ام وسط دشت تا کمر در خاک" و همینطور "تو توی خانه؛ من توی کوچه؛ در بسته" هم زیبا هستند. امیدوارم موفق باشید.