دوستان عزيز!

الهام مردانی غزلسرای جوانی است که صميميت و راحتي،از ويژگيهای زبانی اوست

 دو شعر زيبا از او را با هم می خوانيم

۱)

از بچه های روی زمين بچه تر شدم

اين بار اول است که اينقدر خر شدم

آنقدر توی خانه نشستم که عاقبت

چيزی شبيه پنجره و سقف و در شدم

يا مثل شيشه خرد، و يا مثل آدمک

برفی که قطره قطره چکيدم، هدر شدم

بعد از هزار دفعه بيا و قبول کن

تقصير توست اينهمه من بد اگر شدم:

از روزهای رفته کمی زردتر شدی

اين روزها که صد درجه سردتر شدی

با دست توی جيب،وبا پرسه های شب

در اين هوای يخزده ولگردتر شدی

يا در خيال های خودت سير می کنی

يا فکر می کنی مثلآ مردتر شدی!

آخر ميان اين همه آدم، هميشه تو

آن کس که چشمهای مرا کرد تر شدی

۲)

شروع می شود و باز هم (الف) تا (ی)

شبيه يک غزل تازه ايد آقای ...

دوباره حال مرا با شماره می گيريد

حدود ساعت شش می بريد تا پای ...

شمای صبح و شب و هر دقيقه و هر جا

شمای پشت من افتاده مثل يک سايه

شما که از خودتان حرف می زنی هر بار

من از اتاق خودم می روم به دنيای ...

و بعد می کشم اينبار خانه ای تازه

و فکر می کنم آنجا به مرد تنهای ...

صدای پاندل ساعت دوازده ضربه

مداد و کاغذ و يک ميز و طرح فردای ...

 

 

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام... وبلاگ بسیار زیبایی دارید... فعلا خداحافظ!

ابراهیم اسماعیلی

سلام صالح‌جان.غزلهای خوبی بود.من کمتر هستم ولی به وبلاگ ما سر بزن.دوستان زحمتش رو می‌کشن.ممنونم.شادباشی.

arya m

salam saleh jan ghazalaro khoondam keyli khoob bood mibinamet va khodahafez

قاصدك سوخته

دومی عالی بود ... بی قرارم کرد ... عجب قدرت قافيه ای ! عجب معجزه ای ... البته در بيت اخر قافيه ضعيفتر از ديگر ابيات بود . موفق باشی !

فري

اومديم شعر جديد بخونيم!

سرمه

سبک جالبيه ! راستی از آشناييتون خيلی خوشوقت شدم. حق يارتون!

مجيد احدي

موفقيت شما راتبريك دخترخاله

مجيد احدي

دخترخاله شهر خيلي باهاله