سلام !

برای این که دیگه خیلی دیر نباشم یه غزل قدیمی از خودم فعلآ :

 

 

دستی رسید و ریخت سراسیمه بر سرم ـ

یک سطل آب ، دکمه ی اول که باز شد

کِل می زدند و دست تمام لباسها ـ

روی طناب دکمه ی اول که باز شد

 

من می دویدم آبی و آرام در خودم

یکدفعه پخش شد هیجان در تن ِ اتاق

قلب ِ دقیقه در تپش افتاد ؛ تیک تاک ...

ـ با اضطراب ـ دکمه ی دوم که باز شد

 

عطر سفیدِ سینه ات آزاد در هوا ـ

پیچید و بر اثاثیه ی خانه ام نشست ؛

روی کتاب و صندلی و جالباسی و

لیوانِ آب ... دکمه ی سوم که باز شد

 

چشمت پُر از علامت ، پرسش پُر از سوال

چشمم کنار ِ چشم تو لکنت گرفته بود

و قبل از این که من بـِ بگویم که ؛ « این فقط

یک لحظه خواب ... » دکمه ی آخر که ... بگذریم !

 

 

و در آخر ببخشید اگه یه خورده  دیر به دیر میام ،

تا بعد ...

/ 63 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي ثابت قدم

سلام ....من بعد از مدت ها به روز شدم ...يه سری بزن ..منتظرم.

يكتا

سلام..آدرس وبلاگ خانم حکمت شعار رو می خوام..لطفا..تا...

مهدي شادكام

سلام صالح . تو نمی خوای بيای خونه ما ....به روزم به دو منتظرم . لذت بردم مثل هميشه .شاعر

يكتا

سلام.. فکر نمی کنين يه کم زيادی دير کردين؟.. يا علی

هیچ وقت نفهمید عاشقم

سلام.منتظر دلگفتهات هستم.پیروز باشی.

forough

ميگذارم پشت شيشه يک پيانو جای تو رو ساسيفون نشسته قطعه ی زيبای تو خيلی خوب بو د

سارا ناصرنصير

سلام. خوش حالم که به کلبه ی کوچکم آمدی. باز هم منتظرت هستم. در اون مورد هم....خوب پيش مياد ديگه.بگذريم که تو هم گفتی: آره آره ديدم. خيلی قشنگه!!!!!!! در ضمن خودت هم زودتر يه فکری به حال منتظران غزلت بکن.

.........dokhtare

منتظر کارهای جديد تان هستيم .موفق باشيد.

.........dokhtare

اقای دروند ببخشيد ادرس وبلاگی که توی پيام قبلی امد اشتباهن فرستاده شد.ولی بخونيد جالبه.موفق باشيد.