دو غزل از طاهره خنیا :

1)

دستم نمی رسد که تو را دستچین کنم ، این شاخه هم که خر شده ، سر خم نمی کند
وقتی گل انار لبت قسمت من است ، پاییز از علاقه ی من کم نمی کند
یک سیب سرخ ، سهم پدر بود و نصف کرد ، دادش به تو که نصف کنی با من و ... چه بد !
حوا شدم که مال تو باشم ، ولی خدا ، من را شریک بچه ی آدم نمی کند
ماهی شدم ولی وسط ریگهای داغ ، راهی به آبگیر خیالت نمی برم
گیرم که گریه هم بکنی ، این دو قطره اشک ، حتی گل مزار مرا نم نمی کند
برفم که ذره ذره مرا ذوب می کنی ، در آخرین سپیده دم قله ی نگاه
هر کس که گُر گرفته در آغوش گرم تو ، دیگر توجهی به جهنم نمی کند
از شعر دم نزن ، تو که شاعر نمی شوی ! خامم که عاشقت شده ام ، نه ؟ بگو بله !!
از او که پای خوب و بدت ایستاده است ، جز دل چه خواستی که فراهم نمی کند ؟
باشد ، بتاز اسب خودت را ولی سکوت ، تنها جواب رج رج شلاق های تو
بی زحمت چمن به تو آوردهام پناه ، اسبی که رام عشق تو شد ، رم نمی کند

2)
لیسم بزن که خوردنی ام در مذاق تو
یک اسپری که حل شده توی اتاق تو
تحریک تیز و ترش تمشکی که ناگزیر
تاثیر سوء داشته روی بزاق تو
جسمم تمام مال تو تا پوست ، استخوان
تا تنگه ی معاشقه ، تا واق واق تو
یک پای ماجرا منم این مسخره است ، نیست ؟
پس ختم می شود به لجن اتفاق تو
حالا به انقراض خودت فکر می کنی
از ترس اینکه کور بماند اجاق تو
یادم تُرا سه نقطه ... ببین پس چه می کند
انگشتهای نازک من با جناق تو !
از سینه ات چرق چرق خرده شیشه ها
خون لخته بسته از دل من تا دماغ تو
حالا کلکسیون دلت را نگاه کن
یک رآس بره ، دلزده از باتلاق تو
کز کرده اند پشت خطوط زنانگی
در انتظار هی هی حکم طلاق تو

من معتقد به هیچ صراطی نبوده ام
پس با همین رویه می آیم سراغ تو
با این لباس قرمز نازک چه شکلی ام ؟...
_ خاموش می شود لب من با چراغ تو _

فردا که روزنامه خریدم برای نان ،
روی دل هزار نفر مانده داغ تو .



/ 29 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

چقدر زيبا بودند . کاش اولی را هم پشت هم نمينوشتيد .

سيامك

سلام دوست من ! غزل اول غزل خوبی ست . تصاویر خوبی دارد حس مناسبی دارد و تخیل خوبی ... اما به نظر من موسیقی اش خیلی خوب نیست . بلندی وزن تا این حد که کار را تقریبا به یک چارپاره - غزل تبدیل کرده است به تاثیر قافیه و ردیف ضربه می زند .درست است که در حال حاضر عقیده برخی از دوستان ب راین است که قافیه و ردیف را باید در شعر حل کرد و کاری کرد که دیده نشوند اما من خیلی با این نظر موافق نیستم . به نظر من قافیه و ردیف باید علاوه بر اینکه نقطه ثقل موسیقایی اثر باشند نقطه ثقل معنایی بیت نیز باشند . .. غزل دوم اما به نظر من جز مقادیری جسارت معنایی چیز دیگری نداشت . به نظر می رسد هر چه ÷یش می رویم این قافیه است که بیشتر بر شاعر حکم می راند و او را با خود می برد و ابیات را شکل می دهد و پایان شعر را رقم می زند...شاد باشی

بهمن ساكي

سلام صالح جان يه سر بيا اينجا . اينجا. فدات .

kave

با با آپ ديت کن.....کجايی؟

حسين

سلام بر شما غزل اولت تجربه خوبی است فقط باید توجه داشت این کار ها تا حدود زیادی خواننده را پس بزنند پس باید در ساختن تصاویر و دیگر وازم شعر باید حساسیت داشت ودقت زیادی کرد عزل دومت اروتیک و ... *قربانت

نورموسوی

سلام صالح عزيز. خسته نباشی با انتخاب هايت. البته اولی را در کنگره جوان بندر شنيده بودم. موفق باشی !!!!!!! !!!!!!!

مهدی

سلام عزیز! می تونی تعداد کتابایی رو که می خوای و آدرس دقیقتو به صورت کامنت برام بذاری! موفق باشی

Farideh

سلام. دير اومدم. ميدونم. اما تقصير من نيست... به هر حال ببخشيد... کارای خودتونو هم بزنين.

حسين

سلام و ارادت*قربانت